نخست، لازم است تصریح شود که علاقه اجتماعی به معنای مهرطلبی و خشنودسازی دیگران با هر بهایی نیست، فردی که دارای علاقه اجتماعی بالاست الزاما به دنبال راضی نگه داشتن دیگران نیست، بلکه هدف او همانا مشارکت در ساختن جامعه ای مطلوب است. همچنین، علاقه اجتماعی به معنای میهن پرستی متعصبانه نیست، چون کسی که دارای علاقه اجتماعی بالاست به تمام انسان ها و جامعه بشری احترام می گذارد و عشق می ورزد، و از مرزهای نژادی، مذهبی، جنسیتی یا غیر ه فراتر می رود. چنین فردی به انسان اهمیت می دهد. از سوی دیگر، علاقه اجتماعی به معنای فراموش کردن یا بی ارزش کردن خود و زیر پا گذاشتن عزت نفس نیست، چون کسی که دارای علاقه اجتماعیست، حرمت نفس و احساس ارزشمندی بالایی برای انسان و از جمله خودش قائل است.
علاقه اجتماعی دربردارنده مفاهیمی چون همدلی، اهمیت دادن به دیگران، مشارکت، همکاری، مسئولیت پذیری، تعهد، و معنویت مبتنی بر احساس برابری است. در این میان، «کل، بزرگ تر از تمام این اجزاست».
در رویکرد آدلری، علاقه اجتماعی اصلی ترین شاخص سلامت روانی است و رشد کم و نامطلوب آن در کودکی و نوجوانی به مسایل روان شناختی در بزرگسالی منجر می شود. در واقع، ما باقابلیت ذاتیِ علاقه اجتماعی به دنیا می آییم (مانند زبان و گفتار)، و تربیت و محیط در رشد آن موثر است. علاقه اجتماعی از آغوش مادر دلگرم کننده آغاز می شود و سپس با من خلاقه فرد ادامه می یابد.
آدلر معتقد است علاقه اجتماعی بهترین راه برای انجام تکالیف زندگی است (رابطه با مردم، کار، عشق و صمیمیت). آدلر تاکید کرده است که «بشر به چند قرن زمان‌نیاز دارد تا درک‌کند همچون نفس کشیدن، یا راه رفتن، ضروری است به همنوع خود عشق بورزد، اگر این قانون را منکر شود، بی شک‌ نابود خواهد شد.